هدفگذاری

هدفگذاری یک فرآیند است، فرآیند انتخاب اهداف ما در زندگی. در واقع کارهایی که انجام میدهیم بر پایه این هدف خواهد بود که یکی از مهمترین مهارتهای لازم برای موفقیت در زندگی فردی و حرفهای است. تحقیقات علمی نشان میدهد که داشتن اهداف مشخص میتواند انگیزه را افزایش داده و کارکرد شما را بهبود بخشد.
چرا هدف گذاری مهم است؟
هدفگذاری بهترین سرمایهگذاری تمام عمرمان است. این فرآیند به خودی خود به ما انگیزه و شور میدهد و مایه بهینه سازی تمرکز و کمشدن حواسپرتی میشود. کسی که هدف ندارد مانند قاصدکیست که در هوا معلق است و سرگردان میباشد، اما انسان هدفمند مانند یک پرنده است که دقیق میداند به کجا و کدام سمت پرواز کند و با ذوق و تمرکز تنها به آن فکر میکند. پس هدف داشتن کیفیت زندگی و حال روحیمان را بهبود میبخشد و مسیری که باید برویم را برایمان روشن میکند.
هدف چه چیزی نیست؟
در این باره دادهای نامعتبر زیادی در سطح اینترنت وجود دارد. برای تشخیص کار درست کافیست آنرا از دید دانش بررسی کنیم. بیشتر مردم گمان می کنند که هدفگذاری مانند پرتاب دارت میباشد، در این بازی شما باید نقطهای دقیق را هدف بگیرید و تیر شما باید درست به خود خود مرکز هدف برخورد کند، مانعی هم در سرراه نیست و تنها کاری که باید انجام شود پرتاب با دقت بالا و انرژی کافی است.
با این همه، باید بگوییم که هدف گذاری انعطاف پذیری بیشتری دارد و اگر آنرا بخواهیم به بازی تشبیه کنیم بیشتر مانند بازی فوتبال است. دروازه ای بزرگ قرار دارد که همان هدف شماست و باید پس از طی کردن مسیر و گذار از سختی ها و موانع پیشرو توپ را به دروازه برسانید و به هرجای دروازه که بزنید دیگر مهم نیست مهم این است که جایی درون دروازه به آن بزرگی قرار بگیرد. پس :
- هدفگذاری صرفاً رویا پردازی نیست
- هدف دقیق و با جزییات کامل نیست
- یک فرآیند زمانبر است و لحظه ای نیست
- هدف گذاری فقط تعیین یک مقصد نیست
- نباید فقط بر نتایج متمرکز باشد
اصول هدفگذاری کارآمد
در آغاز کار ممکن است کمی سردرگم بشوید که چه هدفی دقیقاً مناسب شماست. نگران نباشید درست است که بخشی از این فرآیند نیاز به خودشناسی دارد ولی میتوانید از همینجا آغاز کنید. هدف گذاری پاسخ به این دو پرسش است:
- به کجا میخواهم بروم؟
- برای رسیدن به این هدف باید به چه انسانی تبدیل شوم ؟
برای پاسخ به این پرسشها مقداری خودشناسی لازم داریم. برای آشنایی بهتر با خودشناسی و پاسخ به پرسش خودشناسی چیست میتوانید به مقاله خودشناسی مراجعه نمایید. سپس میتوانید رویاپردازی کنید و از دل آرزوهای خود اهدافتان را بیرون بیاورید. هدف های واقع بینانه و شدنی که در بازه زمانی کوتاه قرار است به آنها برسید.
هدف های واقع بینانه و شدنی که در بازه زمانی کوتاه قرار است به آنها برسید. واضح بگوییم نمیتوانیم برای 5 یا 10 سال آینده هدفگذاری کنیم. شاید برای آن زمان ایده ای یا آرزویی داشته باشیم که این جهت گذاری میکند که اهداف ما به کدام سو برود. ولی خود هدف باید نهایتاً برای یک سال تا سه سال آینده باشد به آن که رسیدید یا نرسیدید باید دوباره از نو هدف بگذارید.
خودشناسی در مسیر هدف
رویاپردازی در هدفگذاری
- اگر یک غول چراغ جادو داشتم…
- اگر میدانستم شکست نمیخورم…
- اگر چندصد میلیارد پول داشتم…
- اگر میدانستم فقط یکسال زنده هستم…
- بهترین لحظه ای که در زندگی میتوانم داشته باشم…
- اگر کهنسالی خود را ملاقات کنم…
- جشن تولد هشتاد سالگیم…
همانطور که اشاره کردیم. باید نخست تا اندازه ای به خودشناسی برسید سپس میتوانید بر پایه شناختی که از خود به دست آورده اید، رویا پردازی کنید. برای اینکار باید کمی دقیق تر بشویم. برای نمونه حسادت یک قدرت است که به شما نشان میدهد علاقه شما چیست. ببینید که به چه کسانی حسودی کرده اید و چرا… برای نمونه اگر یک احساس حسودی به من دست داد که فلانی چه اتاق مرتبی دارد، احتمالاً نظم و ترتیب از خورده انگیزه های من است.

بی پروا روی کاغذ بنویسید و آرزوها و رویایتان را قضاوت نکنید. فقط بنویسید و پر کنید هرچه بیشتر بنویسید بهتر است. رویاپردازی و هدفگذاری در زمینه های : خانواده، سبک زندگی، کسب و کار، اوضاع مالی، سلامت جسمانی، رشد شخصی و رشد معنوی انجام میپذیرد.
هدف واقعی
این نخستین گام به سوی جهان واقعی است. اهداف زیادی مایه گیج شدن ما میشود و بهتر این است که اهداف شبیه به هم را یک کاسه کنیم. بهتر آن است که در پایان تنها یک یا دو هدف اصلی داشته باشیم. بازهم نباید زیاد اهدافتان را قضاوت کنید. یادآوری میکنم روی کاغذ بنویسید، آنهایی که فکر میکنید الزامی نیستند را حذف کنید.
این نخستین گام به سوی جهان واقعی است. اهداف زیادی مایه گیج شدن ما میشود و بهتر این است که اهداف شبیه به هم را یک کاسه کنیم. بهتر آن است که در پایان تنها یک یا دو هدف اصلی داشته باشیم. بازهم نباید زیاد اهدافتان را قضاوت کنید. یادآوری میکنم روی کاغذ بنویسید، آنهایی که فکر میکنید الزامی نیستند را حذف کنید.
برای نمونه اگر بخواهم کار تخصصی کنم، کتابهای زیادی بخوانم، معروف بشوم، سخنرانی کنم، به روز باشم و مطالب انگلیسی بخوانم میتوانیم یک کتاب ترجمه کنم. اینگونه اهداف یک کاسه شدند و به هدف ترجمه کتاب رسیدیم. این را هم یادتان باشد برای همه زمینه های زندگی که پیش تر نام بردیم نمی توان هدف گذاشت و در برخی موارد یک برنامه کوچک و یا چند ریز اقدام برای رسیدن به خواسته هایمان کافیست.
اولویت بندی لازمه هدف گذاری
اکنون باید اهداف را اولویت بندی کنید، از بین 1 تا 10 اولویت بگذارید و یادتان باشد که اولویت مساوی نداریم. برای نمونه شما باید بی رحمانه اولویت سوم را فدای اولویت دوم کنید و باقی اولویت ها تا اولویت دوم را فدای اولویت اول کنید. این به برنامه ریزی بهتر و رسیدن به اهداف کمک میکند. برای رسیدن به هدف باید روی آن متمرکز شویم.
ارزیابی هدف
اکنون میتوانیم اهدافی که گذاشتیم بازبینی کنیم و آنها را با پنج معیار زیر ارزیابی کنیم :
- اشتیاق : آیا برای این هدف ذوق دارم ؟ آیا واقعاً این هدف ما رو به شور و شوق میاورد ؟
- معنادار بودن : در پی این هدف چه معنایی نهفته است ؟ پاسخ به این پرسش “خب که چی ؟”
- اورژانسی : آیا به نظرم ضروری میآید ؟ همچون نفس کشیدن برایم مهم و ضروری است ؟ تعهد آور است ؟
- ترسناک و چالشی : برای رسیدن به هدف باید کمی به زحمت بیافتید. همچنین نباید خیلی خیالتان از اینکه حتماً به آن میرسید راحت باشد. باید هدفی بگذارید که ارزش نرسیدن داشته باشد.
- واضح بودن : هدف باید واضح و روشن باشد. برای نمونه اگر هدف گذاشتید میخواهم تناسب اندام داشته باشم. این یعنی میخواهید وزن نرمال داشته باشید و سالم؟ یا میخواهید بدن عضلانی داشته باشید ؟ یا اینکه در مسابقات تناسب اندام رتبه بیاورید ؟
اجرا مهمتر از هدف گذاری !
اکنون زمان آن است که هدف را اسکلت بندی کنیم. با زمانبدنی مناسب بین یک ماه تا یک سال، با فعل بنویسید. میخواهم تا … به …. برسم و برای آن باید این اقدامات را انجام بدهم ….. برای رسیدن به این هدف از این تکنیک ها …. روشها … بهره می برم. میزان پیشرفتم را اینگونه اندازه می گیرم که …. اینگونه متوجه میشوم موفق شدم … همه اینها را برروی کاغذ بنویسید. سپس بنویسید :
اگر قرار است تا سال آینده به فلان هدف برسم، تا 6 ماه آینده باید چه کنم؟ ماه آینده باید کجا باشم ؟ هفته دیگر کجا ؟ امروز باید چه اقداماتی انجام بدهم ؟ همین حالا چطور ؟ با پاسخ به این پرسشها میتوانیم اهداف را اسکلت بندی کنیم حالا مهمتر از نوشتن هدف اقدام کردن است. همین حالا نخستین اقدام را برای هدفتان انجام دهید.
هدف درست زجرآور نیست
موانع و سختی هایی در راه رسیدن به هدف پیش رو است ولی اگر کاری با زجر پیش میرود، یا هدف اشتباهی انتخاب کردیم یا مسیر اشتباهی میرویم یا هردو. پیش از بالارفتن از نردبان موفقیت مطمئن شوید آنرا به دیوار درست تکیه داده باشید. امیدواریم بتوانید با راهنمایی های این نوشته هدفگذاری کارآمدی برای خود انجام دهید و به سوی اهدافتان حرکت کنید و زندگی شادتری داشته باشید.
“بی تردید هر یک از ما نصیبی از شکست داریم. چه بهتر که این شکست در سایه یک اندیشه بزرگ باشد “
- برتراند راسل
دیدگاهتان را بنویسید